نويسندگان

هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی میدهند

در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد واقعی لمس میشود

اهل ناموس بازی نیستند...

میشود روی حرف و قول هایشان حساب کرد

هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص میدهد

بکردند

نابند

لمس نشده اند

آری هنوز هم هستند! نادرند ! کمیابند ! پاک اند!

هنوز هم آدم هایی از جنس فرشته پیدا میشوند

نادرند ! کمیابند!

اما هستند.......

 

[ دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 ] [ 22:00 ] [ tanhaye-1 ]

 عشــــق هــــرزه مــــن!

یاد بگیر چه جوری بیدار بمونی...!


وگــــــر نـــــه با هر کسی میشه خوابید...!!!


بــــاور کــــن!

[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:54 ] [ tanhaye-1 ]

 زندگی به من آموخت هَــــــــــر چیز قیمتی دارد...

پنیـــــــــــــر مجانی فقط در تَــــــله موش یافت می شود!

[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:45 ] [ tanhaye-1 ]

 رابطه ما انسانها با پدر و مادر !!!

تو ۳ سالگی ” مامان ، بابا عاشقتونم”

تو ۱۰ سالگی ” ولم کنین “
...
تو ۱۶ سالگی” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم”

تو ۱۸ سالگی” باید از این خونه بزنم بیرون”

تو ۲۵ سالگی ” حق با شما بود”

تو ۳۰ سالگی “میخوام برم خونه پدر و مادرم “

تو ۵۰ سالگی ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم”

تو ۷۰ هفتاد سالگی ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن“

[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:31 ] [ tanhaye-1 ]

 به سلامتی پسری که تیپ و قیافش به روزه ....


ولی غیرتش مال زمان پدرشه......

 

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:23 ] [ tanhaye-1 ]

 بگو دوچرخه . . . سیبیل بابات میچرخه

بگو فرانسه . . . بابات قد آدامسه

بگو خاک انداز . . . خودتو جلو بی انداز

بگو متکا . . . بخور از این کتک ها

بگو باد بزن . . . برو سره کوچه داد بزن

بگو پنیر . . . برو یه گوشه بمیر

بگو شامپو . . . بیا بغلم گامبو

بگو سه هفتا،بیستو یکی . . . خاک تو سر تو یکی

بگو چاقو . . . برو بچه دماغو

بگو اشرف . . . دلم برات قش رفت.

بگو پیرزن .... بپر وسط زر بزن

بگو مسخره.. اسمه بابات اصغره

از تفریحات سالم ما
يادش بخير

 
[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:20 ] [ tanhaye-1 ]

 روزگاری که "سلام" و "خداحافظ" فرقی‌ با هم ندارند
نه ماندنِ کسی‌ حادثه است
نه رفتنِ کسی‌ فاجعه

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:17 ] [ tanhaye-1 ]

 زمین نلرز... !
اینجا ایران است!

اينجا دل مردي كه عشقش را به خاطر ماشين آن جوانك از دست داد ميلرزد،
اينجا پسري از فكر بيكاري شب را با لرز به صبح ميرساند،
اينجا عرق شرم بر پيشاني پدر ميلرزد وقتي بچه اش در جلوي مغازه اي او را ميخواند، ،
اينجا همه ي وجود مادر ميلرزد، وقتي فرزندش در يكي از مناسبت هاي موجود در تقويم از خانه بيرون ميرود.

اينجا دست مهربان ترين بنده ها از فشار ميلرزد.

گاه فراموشت می شود که مردمان این سرزمین سالهاست که بر خود می لرزند!

تو دیگر کوتاه بیا زمين.
كوتاه بيا.

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:14 ] [ tanhaye-1 ]

 بیائید تا هستیم همدیگر را لمس کنیم،

سنگ قبر احساس ندارد . . .


[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:21 ] [ tanhaye-1 ]

 چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا . . .

                                     عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی . . .                                                         

                                    و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی . . .

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:20 ] [ tanhaye-1 ]

درباره وبلاگ

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران