نويسندگان

بعضیا صدای خنده هاشون تا آسمون میره
اینا همونایی هستن ک
صدای گریشونو حتی بالششونم نمی شنوه....

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:28 ] [ tanhaye-1 ]

  کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد؟
که حتی ذهن ماهیگیر از قلاب می ترسد؟
گرفته دامن شب را غباری آنچنان درهم
که پلک از چشم, چشم از پلک و پلک از خواب می ترسد...

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:26 ] [ tanhaye-1 ]

  این پنبه ها را از گوش ات در بیار

نترس؛

گاهی آنچنان این بغض ها می شکنند . . .

که دیگر صدای قلبی را که شکستی ،


به گوش خودم هم نمیرسد !!

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:25 ] [ tanhaye-1 ]

  بیگناه پای دار رفت و خندید ؛ نمیدانست که بالای دار خواهد رفت...!

چاقو دسته خود را برید و محبت خار را گُل نکرد...!

همانگونه که دوری ، دوستی نیاورد ؛

و پول خوشبختی آورد....! انگار دوره ضرب المثلها به پایان رسیده...

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:23 ] [ tanhaye-1 ]

"من" بعد از "تو"........ به هيچ "او"يي اجازه "ما" شدن نداده ام.......

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:22 ] [ tanhaye-1 ]

  شبیـــه کســـی شده ام

کــه پشتـــــــ دود سیگــارش با خود می گویــد :

... بایــد تـَرکـــــــ کنـــم !

ســیگــار را...

خانــــه را...

زندگـــی را...

و باز پُــکــی دیگــــر می زند..

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:20 ] [ tanhaye-1 ]

  ﻟﺤﻈﻪ ی ﺑﻐﺾ ﻧﺸﺪ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻢ
ﭼﺸﻤﻢ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﺑﺮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺳﺨﺖ
ﺍﺳﺖ...

[ سه‌شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 17:16 ] [ tanhaye-1 ]

  کجایــــــــــــــــــــــی سعدی؟
گذشت آن زمان ها ...
حالا دیگر بنی آدم ابزار یکدیگرند ...!!!!

[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 23:27 ] [ tanhaye-1 ]

  اینجا غروب........سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم......

[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 23:24 ] [ tanhaye-1 ]

  هیچگاه به واژه ها اعتماد نکن...اولین حرف الفبا سرش کلاه رفته...

[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 23:24 ] [ tanhaye-1 ]
صفحه قبل1...2324252627...42صفحه بعد
درباره وبلاگ

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران