نويسندگان

 رابطه ما انسانها با پدر و مادر !!!

تو ۳ سالگی ” مامان ، بابا عاشقتونم”

تو ۱۰ سالگی ” ولم کنین “
...
تو ۱۶ سالگی” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم”

تو ۱۸ سالگی” باید از این خونه بزنم بیرون”

تو ۲۵ سالگی ” حق با شما بود”

تو ۳۰ سالگی “میخوام برم خونه پدر و مادرم “

تو ۵۰ سالگی ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم”

تو ۷۰ هفتاد سالگی ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن“

[ پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 ] [ 22:31 ] [ tanhaye-1 ]

 به سلامتی پسری که تیپ و قیافش به روزه ....


ولی غیرتش مال زمان پدرشه......

 

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:23 ] [ tanhaye-1 ]

 بگو دوچرخه . . . سیبیل بابات میچرخه

بگو فرانسه . . . بابات قد آدامسه

بگو خاک انداز . . . خودتو جلو بی انداز

بگو متکا . . . بخور از این کتک ها

بگو باد بزن . . . برو سره کوچه داد بزن

بگو پنیر . . . برو یه گوشه بمیر

بگو شامپو . . . بیا بغلم گامبو

بگو سه هفتا،بیستو یکی . . . خاک تو سر تو یکی

بگو چاقو . . . برو بچه دماغو

بگو اشرف . . . دلم برات قش رفت.

بگو پیرزن .... بپر وسط زر بزن

بگو مسخره.. اسمه بابات اصغره

از تفریحات سالم ما
يادش بخير

 
[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:20 ] [ tanhaye-1 ]

 روزگاری که "سلام" و "خداحافظ" فرقی‌ با هم ندارند
نه ماندنِ کسی‌ حادثه است
نه رفتنِ کسی‌ فاجعه

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:17 ] [ tanhaye-1 ]

 زمین نلرز... !
اینجا ایران است!

اينجا دل مردي كه عشقش را به خاطر ماشين آن جوانك از دست داد ميلرزد،
اينجا پسري از فكر بيكاري شب را با لرز به صبح ميرساند،
اينجا عرق شرم بر پيشاني پدر ميلرزد وقتي بچه اش در جلوي مغازه اي او را ميخواند، ،
اينجا همه ي وجود مادر ميلرزد، وقتي فرزندش در يكي از مناسبت هاي موجود در تقويم از خانه بيرون ميرود.

اينجا دست مهربان ترين بنده ها از فشار ميلرزد.

گاه فراموشت می شود که مردمان این سرزمین سالهاست که بر خود می لرزند!

تو دیگر کوتاه بیا زمين.
كوتاه بيا.

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 23:14 ] [ tanhaye-1 ]

 بیائید تا هستیم همدیگر را لمس کنیم،

سنگ قبر احساس ندارد . . .


[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:21 ] [ tanhaye-1 ]

 چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا . . .

                                     عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی . . .                                                         

                                    و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی . . .

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:20 ] [ tanhaye-1 ]

 از استادى پرسیدند: آیا قلبى که شکسته بازهم میتواند عاشق شود ؟

استاد گفت : بله

پرسیدند : آیا شما  تا کنون از لیوان شکسته اب خورده اید؟

استاد پاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید!؟

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:19 ] [ tanhaye-1 ]



نه سرو و نه باغ و نه چمن میخواهم

نه لاله نه گل نه نسترن میخواهم

خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت

من باشم و آن کسی که من میخواهم..........

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:18 ] [ tanhaye-1 ]

 

 

 

متن عاشقانه

 

پیش از "تو" چیزی نبود

 

بعد از "تو" هم چیزی نیست

 

با "تو" اما .........

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 22:16 ] [ tanhaye-1 ]
صفحه قبل1234...42صفحه بعد
درباره وبلاگ

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران