نويسندگان

 حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

 

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

 

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

[ شنبه 24 فروردین 1392 ] [ 21:47 ] [ tanhaye-1 ]

ترمینال همون ترمینالِ اما رفتن کجا و اومدن کجا

 

.

[ شنبه 24 فروردین 1392 ] [ 21:39 ] [ tanhaye-1 ]

 آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن..


وقتی بزرگتر میشن ، .پول دارن اما وقت ندارن...


وقتی هم که پیر میشن،پول دارن وقت هم دارن اما... مادرندارن....


به سلامتی همه مادر
های دنیا...

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:26 ] [ tanhaye-1 ]

 به ســلامتــی اون پسری که


به دختره دست نــزد گفت:


شــاید مــاله هم نبــاشیم.....


نمــیخوام دســت خورده .باشــی!

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:23 ] [ tanhaye-1 ]

مادر

همانی بود که شیشه داغ شیر را روی دست خود امتحان می کرد

تا لب های من نسوزد......

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:22 ] [ tanhaye-1 ]

 دلم آرامش می خـواهـد

حتی اگر بـه اندازه ی خوردن ِ یک فنـجان چـای کـوتـاه بـاشد

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:20 ] [ tanhaye-1 ]

 کسانی که بهترین نصیحت ها را میکنند،

 

معمولا آنهایی هستند که بدترین شرایط زندگی را تجربه کرده اند.

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:19 ] [ tanhaye-1 ]

خیالت راحــتـــــــــــــ…
شکسته ها نفرین هم ب کننـــــــــــــــــد ،
گیرا نیـــــــــــــ ست…!
نفــــــــــــــــرین ،
ته دل می خواهــــــــــد
دل شکسته هم که دیــــــــگر
ســـــــــر و ته نــــــــدارد…

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:17 ] [ tanhaye-1 ]

 می گویند: روزهای رفته را بگذار تا بروند

 

گفتم: روزها همیشه می‌روند اما با خاطره‌ها چه .كنم؟

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:15 ] [ tanhaye-1 ]

 تمام سپاس من از کسی ست

که به من نیاز نداشت

اما فراموشم نکرد ...

[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 19:13 ] [ tanhaye-1 ]
صفحه قبل12345...42صفحه بعد
درباره وبلاگ

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران