نويسندگان

سلام دوستان

بالاخره سایتم طراحی شد 

برای ورود روی عکس زیر کلیک کنید

حتما حتما عضو هم بشید


 

 

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 20:56 ] [ tanhaye-1 ]

 

 در سکوت دادگاه سرنوشت

عشق حکم سنگینی نوشت

گفته شد دلداده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:27 ] [ tanhaye-1 ]

  خدايا هواست هست؟

صداي هق هق گريه ام از همون گلويى ميايد كه تو از رگش به من نزديكتري!

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:24 ] [ tanhaye-1 ]

  دوباره سیب بچین حوا


من خسته ام....


بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند!

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:23 ] [ tanhaye-1 ]

 

 

يك عمر قفس بست مسير نفسم را


حالا كه دري هست مرابال وپري نيست


حالا كه مقد رشده آرام بگيرم


سيلاب مرا برده و از من اثري نيست،

بگذاركه درها همگي بسته بمانند


وقتي كه نگاهي نگران پشت دري نيست..

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:21 ] [ tanhaye-1 ]

  آدم ها تنها که نباشند ، می روند ...


تنها که می شوند ، برمی گردند ...


وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : "هِررررری

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:18 ] [ tanhaye-1 ]

  تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم ،

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:17 ] [ tanhaye-1 ]

  از همان اول قصه ی مارا لو دادند.....

..

.

.
یکی بود یکی نبود!

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:17 ] [ tanhaye-1 ]

  كنج اتاق،آرام نشسته ام

.جواني ام چنگي به دل نمي زند.

مادر،برخيز.كفش هايم را پاك كن،كيف و كتابم را بردار،

مي خواهم به كودكي برگردم

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:15 ] [ tanhaye-1 ]

  اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛

عاشقان سکوت شب را ویران میکردند....

[ پنج‌شنبه 06 مهر 1391 ] [ 09:14 ] [ tanhaye-1 ]
صفحه قبل1...910111213...42صفحه بعد
درباره وبلاگ

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران