نويسندگان

از فاصله میگویم ../

.تلخترین واژه ی رایج بین قلب ِ من و  ../.

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 20:44 ] [ tanhaye-1 ]

  سكوتم رابه باران هديه كردم


تمام زندگي راگريه كردم


نبودي درفراغ شانه هايت


به هرخاكي رسيدم تكيه كردم

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 20:42 ] [ tanhaye-1 ]

  هر وقت گلی رو بو کردی هرگز بهش نگاه نکن.

چون اگه نگاهت رو به خاطر بسپاره، شوق دوباره دیدنت اون رو پرپر می کنه.

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 20:41 ] [ tanhaye-1 ]

  تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست
من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 20:40 ] [ tanhaye-1 ]

  خش خش برگ های پاییزی از خزان نیست.

بلکه از این می نالند که کسی که زمانی برایش نفس می دادند، حالا داره ساده رو دلشون پا می گذاره...

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 20:39 ] [ tanhaye-1 ]

نردبان دلم شکسته است، می شود برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه می دهد، کمی به جای من خدا خدا کنی؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه، خسته و شکسته است
می شود برای بی قراری دلم، سفارشی به آن با وفا خدا کنی؟

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 20:38 ] [ tanhaye-1 ]

 خدایا گوگل رو پروکسی کردن ُ یعنی نصف مردم ایران از جمله خودم بد بخت شدیم با اون همه اطلاعات رو ایمیل هامون

 

اصن یه وضعیتیه ها ...

خوب بابا مردم خودشون می فهمن ُ شعور دارن ُ کسی به مقدسات شون توهین کنه پدرشم در میارن ُ نمی شه واقعا جای خودمون تصمیم بگیریم . یعنی خوب و بد رو تشخیص نمیدیم که باید واسمون تشخیص بدن

بنده شخصا تمام اطلاعات کاریم و پسوورد وبلاگ ها و سایت ها و کلا همه چیزم که رو ایملم بود پرید

اینم از شانس ماست دیگه

همون روز که رفتم دامین و هاست خریدم و اطلاعاتش رو فرستادن به جیمیلم اینجوری شد

شانسه داریم؟؟!

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 09:09 ] [ tanhaye-1 ]

  از نردبان ِ موهایت که پایین می آیم،
در حیاط خلوت شانه هات …
مهمانم کن به نوشیدن ِ یک فنجان
لبریز از شراب سرخ لبت !
و راهی ام کن …
راه ِ زیادی نمانده
مقصد بعدی:
" ایستگاه اول قلب تو"
زخم زندگی ات منم
همه به زخم هایشان دستمال می بندند
تو
اما
به زخمت
دل بسته ای

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 09:06 ] [ tanhaye-1 ]

  دلم کسي را ميخواهد......
کسي که از جنس خودم باشد......
دلش شيشه اي ...گونه هايش باراني...
دستانش کمي سرد...نگاهش ستاره باران باشد.....
دلم يک ساده دل ميخواهد...!!!

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 09:04 ] [ tanhaye-1 ]
.

  ای نام دلنشـــین و قشنــــگت نوای ِ من

آیا رسد به گوش شــــــما این صدای من؟

من دل شکسته ام دل ِ من را تو میخری؟

یا می دهی جــــواز ِ زیـــارت برای من؟؟

شاگرد ِ مکتب ِ حرّ ِ بن ریـــــاحیــــیـَــــم

با این همه گُنه،تو میگذری از خطای من؟

نامت رضـــــــــــا و رضایم رضای ِ توست

راضی بُود همیشه خدا از رضـــای ِ من

(زنجانیم)،ولی وطنم مشهد الرضاست

چون روز،روشن است چنین ادّعای من

نام ِ رضا به مملکتم داده آبــــــــــــرو

بی او .............................

[ چهارشنبه 05 مهر 1391 ] [ 09:04 ] [ tanhaye-1 ]
صفحه قبل1...1112131415...42صفحه بعد
درباره وبلاگ

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران